knocking on heaven's door

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

knock·ing on heav·en's door/ˈnɑkɪŋ ɑn ˈhɛvənz dɔr/
phrase (عبارت)literary

عبارت — در آستانهٔ مرگ بودن

در آستانهٔ مرگ بودننزدیک مرگ بودن

بسیار نزدیک مرگ بودن.

Being very close to death.

«بعد از تصادف، او در آستانهٔ مرگ بود.»

After the crash, he was knocking on heaven's door.

«او حس می‌کرد به مرگ نزدیک شده است.»

She felt like she was knocking on heaven's door.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000