knock the living daylights out of

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

knock the liv·ing day·lights out of/nɑk ðə ˈlɪvɪŋ ˈdeɪlaɪts aʊt əv/
phrase (عبارت)informal

عبارت — بدجور کتک زدن

بدجور کتک زدنحسابی زدن

کسی را بسیار شدید کتک زدن.

To beat someone very severely.

«تهدید کردند که بدجور کتکش می‌زنند.»

They threatened to knock the living daylights out of him.

«قلدر پسر را حسابی زد.»

The bully knocked the living daylights out of the boy.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000