lambaste

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

lam·baste/læmˈbeɪst/
verb (فعل)formalpast (گذشته): lambastedpast participle (مفعولی): lambasted-ing (حال): lambasting3rd (سوم): lambastes

فعل — به شدت انتقاد کردن

به شدت انتقاد کردنسرزنش کردنمورد عتاب قرار دادن

به شدت از کسی یا چیزی انتقاد کردن یا مورد سرزنش قرار دادن.

To criticize someone or something severely.

«منتقدان فیلم جدید را به شدت مورد انتقاد قرار دادند.»

The critics lambasted the new movie.

«او به دلیل عملکرد ضعیفش به شدت مورد سرزنش قرار گرفت.»

He was lambasted for his poor performance.

تفاوت با واژه‌های مشابه
censureسرزنش کردن

رسمی. در بستر انتقاد رسمی یا عدم تایید رسمی جایگزین 'lambaste' می‌شود، به ویژه در نوشتار. 'کمیته اقدامات شهردار را سرزنش کرد' درست است، اما 'او سگش را برای پارس کردن سرزنش کرد' خیر.

Formal. Interchangeable with 'lambaste' in contexts of official disapproval or formal criticism, especially in writing. 'The committee censured the mayor's actions' works, but 'He censured his dog for barking' doesn't.

berateشدیداً سرزنش کردن

رایج. اغلب به معنای حمله کلامی طولانی و عصبانی است. احساسی‌تر از 'lambaste' است. 'او پسرش را به خاطر شکستن گلدان شدیداً سرزنش کرد' خوب است و نشان‌دهنده عصبانیت است، در حالی که 'lambaste' بیشتر در مورد انتقاد قوی است.

Common. Often implies a prolonged and angry verbal attack. More emotional than 'lambaste'. 'She berated her son for breaking the vase' works well, implying anger, whereas 'lambaste' is often more about strong criticism.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000