land on

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/lænd ɑn/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — روی چیزی تصمیم گرفتن

روی چیزی تصمیم گرفتنبه گزینه‌ای رسیدن

پس از بررسی گزینه‌ها، روی یک انتخاب مشخص به توافق یا تصمیم رسیدن است.

To choose or settle on a particular option after considering others.

«برای لوگو در نهایت رنگ آبی را انتخاب کردیم.»

We landed on blue for the logo.

«آن‌ها به یک راه‌حل ساده رسیدند.»

They landed on a simple solution.

2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — روی چیزی فرود آمدن

روی چیزی فرود آمدنروی چیزی افتادن

روی سطح یا شخصی فرود آمدن یا برخورد کردن است.

To arrive on or hit a particular surface or person.

«توپ روی سقف افتاد.»

The ball landed on the roof.

«مگسی روی دست او نشست.»

A fly landed on his hand.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000