last thing one needs
/læst θɪŋ wʌn nidz/
phrase (عبارت)common
عبارت — آخرین چیزی که آدم لازم دارد
آخرین چیزی که آدم لازم داردچیزی که فقط اوضاع را بدتر میکند
چیزی که آدم اصلاً به آن نیاز ندارد، چون وضعیت دشوار را بدتر میکند.
Something especially unwanted because it would make a difficult situation worse.
«کاغذبازی بیشتر آخرین چیزی است که لازم دارم.»
“More paperwork is the last thing I need.”
«پنچری آخرین چیزی بود که او لازم داشت.»
“A flat tire was the last thing she needed.”