lay eggs

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/leɪ ɛɡz/
phrase (عبارت)common

عبارت — تخم گذاشتن

تخم گذاشتن

تخم تولید کردن؛ کاری که پرندگان، حشرات یا خزندگان انجام می‌دهند.

To produce eggs, especially as a bird, insect, or reptile does.

«بیشتر مرغ‌ها تقریباً هر روز تخم می‌گذارند.»

Most chickens lay eggs almost every day.

«لاک‌پشت‌های دریایی در ساحل‌های شنی تخم می‌گذارند.»

Sea turtles lay eggs on sandy beaches.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000