بازگشت

lead to

/liːd tuː/
phrasal verb (فعل عبارتی)common
منجر شدن بهباعث شدن

باعث شدن یا منجر شدن به نتیجه یا اثر مشخصی شدن.

To cause or result in a particular outcome or effect.

«برنامه‌ریزی ضعیف می‌تواند به شکست منجر شود.»

Poor planning can lead to failure.

«بارش شدید ممکن است به سیلاب در منطقه منجر شود.»

Heavy rain may lead to flooding in the area.

تفاوت با واژه‌های مشابه
causeباعث شدن

رایج. وقتی علت مستقیم را بیان می‌کنیم قابل تعویض است، مثلاً «باران باعث سیل می‌شود». برای نتایج غیرمستقیم مناسب نیست.

Common. Interchangeable when expressing direct causation, e.g., 'Rain causes floods.' Not always suitable for indirect outcomes.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000