leave on

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/liv ɑn/
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — روشن گذاشتن

روشن گذاشتندرنیاوردن

لباس، وسیله یا دستگاهی را در حالت پوشیده یا روشن باقی گذاشتن.

To allow clothes, equipment, or a device to remain on or operating.

«چراغ را برای من روشن بگذار.»

Leave the light on for me.

«می‌توانی کتت را درنیاوری.»

You can leave your coat on.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000