linear model

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

lin·ear mod·el/ˈlɪn.i.ər ˈmɒd.əl/
lin-line-earrelated tomodelrepresentation or pattern
noun (اسم)technicalplural (جمع): linear models

اسم — مدل خطی

مدل خطیرگرسیون خطی

نمایشی ریاضی که رابطه‌ای را توصیف می‌کند که در آن مقدار متغیر وابسته به طور مستقیم با یک یا چند متغیر مستقل تغییر می‌کند و نمودار آن خطی است.

A mathematical representation describing a relationship where the dependent variable changes proportionally with one or more independent variables forming a straight line.

«مدل خطی رابطه قوی بین درآمد و هزینه‌ها نشان داد.»

The linear model showed a strong correlation between income and spending.

«برای پیش‌بینی قیمت خانه‌ها بر اساس متراژ، از مدل خطی استفاده کردیم.»

We used a linear model to predict housing prices based on size.

تفاوت با واژه‌های مشابه
regression modelمدل رگرسیون

رسمی/فنی. در آمار اغلب قابل جایگزین است زمانی که به مدل‌های پیش‌بینی رابطه اشاره می‌کند، ولی مدل رگرسیون جامع‌تر است و شامل شکل‌های غیرخطی نیز می‌شود.

Formal/technical. Often interchangeable in statistics when referring to models predicting relationships, but 'regression model' is broader and includes nonlinear forms.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000