live on the edge

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/lɪv ɑn ði ɛdʒ/
phrase (عبارت)informal

عبارت — لب مرز خطر زندگی کردن

لب مرز خطر زندگی کردنپرخطر زندگی کردن

یعنی به شکلی زندگی کنی که پر از خطر، عدم‌قطعیت یا هیجان باشد.

To live in a way that involves danger, uncertainty, or excitement.

«او دوست دارد پرخطر زندگی کند.»

He loves to live on the edge.

«کارکردن بدون پس‌انداز باعث شد با نگرانی و عدم‌قطعیت زندگی کنند.»

Working without savings made them live on the edge.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000