بازگشت

lot

/lɒt/
1noun (اسم)common
plural (جمع): lots
قطعه زمینزمین

قطعه‌ای زمین یا بخشی از زمین.

A portion or area of land.

«آن‌ها یک قطعه زمین کنار پارک خریدند.»

They bought a lot next to the park.

«خانه روی یک قطعه زمین بزرگ قرار دارد.»

The house sits on a large lot.

تفاوت با واژه‌های مشابه
parcelقطعه زمین

رسمی. وقتی درباره زمین صحبت می‌شود، به‌خصوص در زمینه حقوقی یا املاک جایگزین خوبی است؛ 'parcel of land' رایج‌تر است ولی lot غیررسمی‌تر است.

Formal. Can replace 'lot' when referring to land, especially in legal or real estate contexts; 'parcel of land' is common there but 'lot' is more informal.

plotقطعه زمین

رایج/رسمی. معمولا به قطعه کوچکی از زمین برای ساخت‌وساز اشاره دارد؛ در خیلی از مواقع جایگزین lot می‌شود اما 'plot' بیشتر تخصیص‌شده را می‌رساند.

Common/formal. Often means a small piece of land for building; can replace 'lot' in many real estate contexts but 'plot' implies a planned division.

2noun (اسم)common
plural (جمع): lots
دستهبستهمحموله

مجموعه‌ای از اشیا یا کالاها که به صورت یکجا در نظر گرفته می‌شوند.

A group or batch of items considered together.

«در حراج چند دسته سکه‌های نادر ارائه شد.»

The auction featured a lot of rare coins.

«آن‌ها یک محموله کالا از تأمین‌کننده دریافت کردند.»

They received a lot of goods from the supplier.

تفاوت با واژه‌های مشابه
batchدسته

رایج. وقتی درباره گروهی از کالاهای تولید شده صحبت می‌شود قابل جایگزینی است؛ batch بیشتر تأکید بر گروه‌بندی تولید دارد.

Common. Interchangeable when referring to groups of manufactured items; 'batch' emphasizes production grouping more than 'lot'.

consignmentمحموله

رسمی. برای کالاهایی که برای فروش یا حمل ارسال می‌شوند به کار می‌رود؛ در بافت تجاری جای lot را می‌گیرد اما معنی دقیق‌تری دارد.

Formal. Used for goods sent for sale or transport; can replace 'lot' in commercial contexts but is more specific.

3pronoun (ضمیر)common
خیلیتعداد زیادی

برای اشاره به تعداد زیاد افراد یا اشیا به کار می‌رود.

Used to refer to a large number or amount of people or things.

«تعداد زیادی از مردم در کنسرت شرکت کردند.»

A lot of people attended the concert.

«او دوستان زیادی دارد.»

She has a lot of friends.

تفاوت با واژه‌های مشابه
manyبسیاری

رایج. بیشتر مواقع جایگزین lot در معنای مقدار زیاد است اما lot غیررسمی‌تر است.

Common. Interchangeable with 'lot' in most contexts indicating large quantity, though 'lot' is more informal.

plentyزیاد

غیررسمی. تأکید بر مقدار زیاد و کافی دارد؛ در محاوره به جای 'a lot of' استفاده می‌شود.

Informal. Emphasizes more than enough amount; can replace 'a lot of' in conversational contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000