batch
مقداری از کالاها یا مواد که در یک زمان خاص مورد رسیدگی قرار میگیرند.
A quantity or consignment of goods or materials dealt with at one time.
«یک دسته تازه کلوچه پختیم.»
“We baked a fresh batch of cookies.”
«کارخانه یک سری جدید ماشین تولید کرد.»
“The factory produced a new batch of cars.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. یک اصطلاح کلی برای هر مجموعه از اشیاء یا افراد. 'Batch' به طور خاص به گروهی اشاره دارد که با هم پردازش یا ساخته شدهاند. 'گروهی از دوستان' در مقابل 'یک دسته کلوچه'.
Everyday. A general term for any collection of items or people. 'Batch' specifically implies a group processed or made together. 'A group of friends' vs. 'A batch of cookies'.
روزمره. به خصوص برای اقلام تولید شده یا فروخته شده با هم، قابل جایگزینی است. 'دسته ای از کالاها'. 'Lot' میتواند به مقدار بزرگتر و کمتر مشخص نیز اشاره کند.
Everyday. Can be interchangeable, especially for items produced or sold together. 'A lot of goods' or 'a batch of goods'. 'Lot' can also imply a larger, less defined quantity.
پردازش یا گروهبندی اقلام به صورت دستهای.
To process or group items together in batches.
«ما باید این سفارشات را برای ارسال دستهبندی کنیم.»
“We need to batch these orders for shipment.”
«این نرمافزار میتواند هزاران تصویر را به صورت دستهای پردازش کند.»
“The software can batch process thousands of images.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. کلیتر از 'batch' اما اغلب قابل جایگزینی است وقتی عمل قرار دادن چیزها در گروههایی برای پردازش باشد. 'این اقلام را بر اساس رنگ گروهبندی کن' یا 'این اقلام را برای ارسال دستهبندی کن'.
Everyday. Broader than 'batch' but often interchangeable when the action is to put things into groups for processing. 'Group these items by color' or 'Batch these items for shipping'.