صفت — دروغگو
کسی که دروغ میگوید؛ نادرست و فریبنده.
Telling lies; dishonest.
«او را در حال دادن اظهاراتی دروغ دستگیر کردم.»
“I caught him giving a lying statement.”
«او را یک متقلب دروغگو خطاب کرد.»
“She called him a lying cheat.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی. به قصد فریب دادن یا حیلهگری، اغلب در طولانی مدت، اشاره دارد. 'Lying' میتواند یک عمل تنها یا یک ویژگی باشد. 'Deceitful' بیشتر بر شخصیت کلی تمرکز دارد.
Formal. Implies an intention to mislead or trick, often over an extended period. 'Lying' can be a single act or a characteristic. 'Deceitful' focuses more on the overall character.
رایج/روزمره. به طور کلی کسی را توصیف میکند که صادق نیست، که شامل دروغ گفتن نیز میشود. 'Lying' یک عمل خاص از ناصادقی است.
Common/everyday. Broadly describes someone who is not honest, which includes telling lies. 'Lying' is a specific act of dishonesty.
متضادها
فعل — دروغ گفتن (فعل حال استمراری)
شکل حال استمراری فعل «lie» به معنای «دروغ گفتن».
Present participle of 'to lie' (to tell an untruth).
«او به وضوح در مورد محل حضورش دروغ میگفت.»
“He was clearly lying about his whereabouts.”
«به من دروغ نگو!»
“Stop lying to me!”
فعل — دراز کشیدن (فعل حال استمراری)
شکل حال استمراری فعل «lie» به معنای «دراز کشیدن» یا «قرار گرفتن در وضعیت افقی».
Present participle of 'to lie' (to be in or assume a horizontal position).
«گربه روی قالیچه گرم دراز کشیده بود.»
“The cat was lying on the warm rug.”
«او بعدازظهر را در آفتاب دراز کشید.»
“He spent the afternoon lying in the sun.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی/مودبانه. به استراحت در وضعیتی راحت و کمی مایل، اغلب با تکیه گاه، اشاره دارد. 'Lying' صرفاً افقی است، با یا بدون تکیه گاه.
Formal/polite. Suggests resting in a comfortable, slightly angled position, often implying support. 'Lying' is simply horizontal, with or without support.
رایج/روزمره. به بیحرکت ماندن برای بازیابی انرژی، اغلب در حالت درازکش، اشاره دارد. 'Lying' وضعیت است، 'resting' فعالیت است.
Common/everyday. Implies being still to recover energy, often in a lying position. 'Lying' is the position, 'resting' is the activity.