شکل حال استمراری فعل 'sit' به معنای استراحت کردن با بدن روی باسن، معمولاً روی صندلی یا زمین.
The present participle of 'sit', meaning to rest with the body supported by the buttocks, typically on a chair or the ground.
«او روی نیمکت نشسته است.»
“He is sitting on the bench.”
«گربه کنار پنجره نشسته بود.»
“The cat was sitting by the window.”
تفاوت با واژههای مشابه
ادبی/خاص. برای پرندگان یا گاهی اوقات انسانهایی که روی سطح بلند یا باریک استراحت میکنند استفاده میشود. 'پرندهای روی شاخه نشسته بود' درست است، 'او روی مبل نشسته بود' عجیب به نظر میرسد.
Literary/specific. Used for birds or sometimes people resting on a high or narrow surface. 'A bird was perching on the branch' works, 'She was perching on the sofa' sounds awkward.
دورهای از زمان که در آن فرد مینشیند، به ویژه برای یک وعده غذایی، یک جلسه، یا یک پرتره.
A period of time during which one sits, especially for a meal, a meeting, or a portrait.
«ما یک وقت شام در ساعت ۷ شب داریم.»
“We have a dinner sitting at 7 PM.”
«هنرمند یک نشست دیگر درخواست کرد.»
“The artist asked for another sitting.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. میتواند برای جلسات رسمی یا دوره فعالیت قابل جایگزینی باشد. 'یک جلسه عکاسی' درست است، 'یک نشست برای پرتره' خاصتر است.
Common. Can be interchangeable for formal meetings or a period of activity. 'A photography session' works, 'A sitting for a portrait' is more specific.