بازگشت

machine

ma·chine/məˈʃiːn/
1noun (اسم)common
plural (جمع): machines
ماشیندستگاهوسیله

دستگاهی که از نیروی مکانیکی استفاده می‌کند یا آن را به کار می‌برد و دارای چندین قسمت است که هر یک وظیفه مشخصی دارند و با هم یک کار خاص را انجام می‌دهند.

An apparatus using or applying mechanical power and having several parts, each with a definite function and together performing a particular task.

«کارخانه از ماشین‌های پیچیده برای تولید خودرو استفاده می‌کند.»

The factory uses complex machines to produce cars.

«این ماشین لباسشویی بسیار کارآمد است.»

This washing machine is very efficient.

تفاوت با واژه‌های مشابه
deviceابزار

رایج. یک اصطلاح گسترده‌تر برای هر قطعه تجهیزاتی که برای یک هدف خاص ساخته یا تطبیق داده شده است. در حالی که ماشین یک device است، همه دستگاه‌ها ماشین نیستند (مثلاً گوشی هوشمند یک device است، اما معمولاً ماشین نامیده نمی‌شود).

Common. A broader term for any item of equipment made or adapted for a particular purpose. While a machine is a device, not all devices are machines (e.g., a smartphone is a device, but not typically called a machine).

applianceلوازم خانگی

رایج. به طور خاص به یک دستگاه یا قطعه تجهیزات طراحی شده برای یک استفاده خاص، معمولاً در خانه (مثلاً ماشین لباسشویی، یخچال) اشاره دارد. appliance تخصصی‌تر از machine است.

Common. Specifically refers to a device or piece of equipment designed for a particular use, typically in the home (e.g., washing machine, refrigerator). 'Appliance' is more specialized than 'machine'.

متضادها
2verb (فعل)technical
past (گذشته): machinedpast participle (مفعولی): machined-ing (حال): machining3rd (سوم): machines
ماشین‌کاری کردنتراشیدن

با استفاده از ماشین ساختن، شکل دادن یا پرداخت کردن.

To make, shape, or finish with a machine.

«قطعات فلزی طبق مشخصات دقیق ماشین‌کاری شدند.»

The metal parts were machined to exact specifications.

«او یاد گرفت که اجزای مختلف را ماشین‌کاری کند.»

He learned to machine various components.

تفاوت با واژه‌های مشابه
millآسیاب کردن

فنی. با استفاده از دستگاه فرز (milling machine) پردازش یا شکل دادن، اغلب برای آسیاب کردن یا برش. خاص‌تر از machine است. 'آسیاب کردن غلات' یا 'ماشین‌کاری یک قطعه فلز'.

Technical. To process or shape with a milling machine, often for grinding or cutting. More specific than 'machine'. 'Mill the grain' or 'mill a piece of metal'.

fabricateساختن

رسمی/فنی. ساختن یا تولید کردن، خصوصاً یک محصول صنعتی. 'ساخت قطعات برای موتور' (fabricate parts) به یک فرآیند تولید کلی‌تر اشاره دارد که ممکن است به یک ماشین خاص متکی باشد یا نباشد.

Formal/Technical. To construct or manufacture, especially an industrial product. 'Fabricate parts for an engine' implies a more general manufacturing process, which may or may not heavily rely on one machine.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000