بازگشت
verb (فعل)common
past (گذشته): madepast participle (مفعولی): made-ing (حال): making3rd (سوم): makes
ساختدرست کرد
شکل گذشته ساده و اسم مفعول فعل 'make' به معنای ساختن چیزی با کنار هم قرار دادن قطعات یا ترکیب مواد.
Past simple and past participle of 'make', meaning to form something by putting parts together or by combining substances.
«او یک لباس زیبا درست کرد.»
“She made a beautiful dress.”
«این میز از چوب ساخته شده بود.»
“This table was made of wood.”
تفاوت با واژههای مشابه
created— خلق کرد, آفرید. این کلمه رسمی/هنری است و به معنای به وجود آوردن چیزی است که قبلاً وجود نداشته، اغلب با یک عنصر هنری یا فکری. 'The artist created a sculpture' (هنرمند یک مجسمه خلق کرد) عمیقتر از 'The artist made a sculpture' (هنرمند یک مجسمه ساخت) به نظر میرسد. 'Created' حس نوآوری و اصالت بیشتری را منتقل میکند. این کلمه رسمی/هنری است. زمانی جایگزین 'made' میشود که به معنای 'خلق کردن' یا 'آفریدن' چیزی باشد که قبلاً وجود نداشته است، اغلب با حس هنری یا فکری. مثلاً: 'God created the universe' (خداوند جهان را آفرید). نمیتوان به جای 'He made a sandwich' (او یک ساندویچ درست کرد) از آن استفاده کرد.
manufactured— تولید کرد, ساخت (صنعتی). این کلمه فنی/رسمی است و برای تولید صنعتی کالاها در مقیاس وسیع استفاده میشود. 'The company manufactured cars' (شرکت اتومبیل تولید کرد) به فرآیندهای صنعتی خاص است، برخلاف 'made a cake' (یک کیک درست کرد). 'Manufactured' بیشتر در زمینه تولیدات کارخانهای و انبوه به کار میرود. این کلمه فنی/رسمی است و برای تولید صنعتی کالاها در مقیاس وسیع استفاده میشود. مثلاً: 'This product is manufactured in China' (این محصول در چین تولید میشود). نمیتوان به جای 'She made a decision' (او یک تصمیم گرفت) از آن استفاده کرد.