make biscuits

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

make bis·cuits/meɪk ˈbɪskɪts/
phrase (عبارت)informal

عبارت — پنجه زدن

پنجه زدنورز دادن با پنجه

گربه با پنجه‌هایش پی‌درپی روی چیزی فشار دادن، معمولاً وقتی راضی و آرام است.

For a cat, to knead repeatedly with its paws, often when contented.

«گربه‌مان هر شب روی پتو پنجه می‌زند.»

Our cat makes biscuits on the blanket every night.

«او شروع کرد روی پایم با پنجه‌هایش فشار دادن.»

She started making biscuits on my lap.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000