make good on

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/meɪk ɡʊd ɑn/
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — به قول عمل کردن

به قول عمل کردنتهدید را عملی کردن

به قول یا تهدید خود عمل کردن.

To do what one promised or threatened to do.

«شهردار به قولش عمل کرد.»

The mayor made good on her promise.

«آن‌ها تهدیدشان را عملی کردند.»

They made good on their threat.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000