بازگشت

male

/meɪl/
1adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): more malesuperlative (عالی): most male
نرمذکر

مربوط به یا نشان‌دهنده جنسی که گامت (اسپرم) تولید می‌کند که می‌تواند تخمک را بارور کند، یا فردی از این جنس.

Of or denoting the sex that produces gametes (sperm) that can fertilize an ovum, or an individual of this sex.

«او یک دانش‌آموز پسر در یک مدرسه دخترانه است.»

He is a male student in an all-girls school.

«پرنده نر دارای پرهای رنگارنگی است.»

The male bird has colorful plumage.

تفاوت با واژه‌های مشابه
masculineمردانه

معمول. زمانی که به ویژگی‌های سنتی مرتبط با مردان اشاره دارد، قابل جایگزینی با 'male' است، اما 'masculine' اغلب بار معنایی ظاهر، رفتار یا نقش‌های فرهنگی را دارد، نه جنسیت بیولوژیکی. 'صدای مردانه' درست است، 'صدای نر' نیز درست است. 'Male' بیشتر بیولوژیکی است.

Common. Interchangeable with 'male' when referring to characteristics traditionally associated with men, but 'masculine' often carries a connotation of appearance, behavior, or cultural roles, rather than biological sex. 'A masculine voice' works, 'A male voice' also works. 'Male' is more biological.

boyپسر

معمول. می‌تواند به عنوان صفت استفاده شود (مثلاً 'پسر پیشاهنگ') اما به طور خاص به یک انسان نر جوان اشاره دارد. برای حیوانات یا مردان بزرگسال قابل جایگزینی نیست. 'کودک نر' درست است، 'کودک پسر' نیز درست است.

Common. Can be used as an adjective (e.g., 'boy scout') but specifically refers to a young male human. Not interchangeable for animals or adult males. 'A male child' works, 'A boy child' works too.

متضادها
2noun (اسم)common
plural (جمع): males
نرمرد

یک شخص یا حیوان نر.

A male person or animal.

«این نظرسنجی بر مردان جوان ۱۸ تا ۲۵ ساله متمرکز بود.»

The survey focused on young males aged 18-25.

«ما یک شیر نر قدرتمند در ساوانا دیدیم.»

We saw a powerful male lion in the savanna.

تفاوت با واژه‌های مشابه
manمرد

معمول. زمانی که به یک انسان بزرگسال اشاره دارد، قابل جایگزینی با 'male' است. 'یک نر وارد اتاق شد' درست است، 'یک مرد وارد اتاق شد' در مورد سن خاص‌تر است. 'Man' معمولاً برای بزرگسالان انسان ترجیح داده می‌شود.

Common. Interchangeable with 'male' when referring to an adult human. 'A male entered the room' works, 'A man entered the room' is more specific about age. 'Man' is usually preferred for human adults.

boyپسر

معمول. زمانی که به یک انسان نر جوان اشاره دارد، قابل جایگزینی با 'male' است. 'پسر بازی می‌کرد' درست است، 'نر بازی می‌کرد' اگر به کودک انسان اشاره کند، بیش از حد رسمی یا بالینی به نظر می‌رسد.

Common. Interchangeable with 'male' when referring to a young male human. 'The boy was playing' works, 'The male was playing' sounds overly formal or clinical if referring to a human child.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000