بازگشت

female

fe·male/ˈfiːmeɪl/
1adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): more femalesuperlative (عالی): most female
مؤنثزنانه

مربوط به یا نشان‌دهنده جنسی که می‌تواند فرزند به دنیا آورد یا تخم تولید کند.

Relating to or denoting the sex that can bear offspring or produce eggs.

«شیر ماده برای گله شکار می‌کند.»

The female lion hunts for the pride.

«او یک رهبر زن قوی است.»

She is a strong female leader.

تفاوت با واژه‌های مشابه
womanlyزنانه

ویژگی‌ها یا خصوصیاتی را توصیف می‌کند که به طور سنتی با زنان مرتبط هستند، اغلب ویژگی‌های مثبت مانند ظرافت یا شفقت را نشان می‌دهد. 'او جذابیت زنانه داشت.' وقتی به جنسیت بیولوژیکی اشاره دارد، مستقیماً قابل جایگزینی نیست.

Describes qualities or characteristics traditionally associated with women, often implying positive attributes like grace or compassion. 'She had a womanly charm.' Not directly interchangeable when referring to biological sex.

feminineزنانه

مشابه 'زنانه'، به ویژگی‌ها، رفتار یا ظاهری اشاره دارد که معمولاً با زنان یا دختران مرتبط است. 'سبک زنانه او.' 'او جنبه زنانه دارد.' می‌تواند چیزها را توصیف کند، نه فقط افراد را، اما به معنای 'زن از نظر بیولوژیکی' نیست.

Similar to 'womanly', referring to traits, behavior, or appearance typically associated with women or girls. 'Her feminine style.' 'He has a feminine side.' Can describe things, not just people, but does not mean 'biologically female'.

متضادها
2noun (اسم)common
plural (جمع): females
زنماده

یک شخص یا حیوان مؤنث.

A female person or animal.

«کلینیک یک اتاق انتظار جداگانه برای زنان دارد.»

The clinic has a separate waiting area for females.

«ماده در لانه تخم گذاشت.»

The female laid eggs in the nest.

تفاوت با واژه‌های مشابه
womanزن

رایج. به طور خاص به یک انسان مؤنث بالغ اشاره دارد. 'او یک زن قوی است.' عموماً برای انسان‌های مؤنث ترجیح داده می‌شود، در حالی که 'female' می‌تواند برای هر دو انسان و حیوان استفاده شود، و گاهی در زمینه‌های رسمی‌تر/بالینی برای انسان‌ها.

Common. Refers specifically to an adult human female. 'She is a strong woman.' Generally preferred for human females, whereas 'female' can be used for both humans and animals, and sometimes in more formal/clinical contexts for humans.

girlدختر

رایج. به یک انسان مؤنث جوان، که هنوز بالغ نشده، اشاره دارد. 'دختر کوچک داشت بازی می‌کرد.' برای زنان بالغ قابل جایگزینی نیست.

Common. Refers to a young human female, not yet an adult. 'The little girl was playing.' Not interchangeable for adult females.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000