یک شیء یا نشانه که موقعیت، رویداد یا نقطهای مرجع را نشان میدهد.
An object or sign that indicates a position, event, or serves as a point of reference.
«سنگ قبر نشانگر تاریخ تولد و وفات او بود.»
“The grave marker showed his birth and death dates.”
«این نقاط عطف به عنوان نشانگرهای مهمی در رشد کودک عمل میکنند.»
“These milestones serve as important markers in a child's development.”
تفاوت با واژههای مشابه
indicator— نشانگر (نمادی که یک وضعیت را نشان میدهد یا به آن اشاره میکند.) (یک وسیله نشانگر). (شاخص) (معمولاً به عنوان چیزی که یک وضعیت یا شرایط را نشان میدهد). (مثل شاخص های اقتصادی). (یک نشانگر یک نقطه یا چیزی است که به وسیله آن میتوانیم چیز دیگری را ارزیابی یا بررسی کنیم.) (مثل نشانگر روی ماشین که سرعت را نشان میدهد.) (نشانگر روی نقشه) (چیزی که شرایطی را نشان می دهد مانند شاخص های آلودگی هوا). (چیزی که چیزی را نشان میدهد.) (یک نشانگر چیزی است که یک وضعیت یا یک شی را نشان میدهد.) (مثلاً شاخص بیماری). (وسیلهای است که چیزی را نشان میدهد.) (مثل نشانگر دما). (چیز یا وسیله ای که چیزی را نشان میدهد.) (مثل نشانگر وضعیت باتری) (که یک چیز یا وسیله ای برای نشان دادن یک وضعیت یا میزان استفاده است). (هرچیزی که چیزی را نشان میدهد.) (یک نشانگر چیزی است که یک وضعیت یا یک مورد را نشان میدهد.) (مثلاً شاخصهای اقتصادی) (یک نشانگر چیزی است که به آن اشاره میکند.) (مثل نشانگر زمان). (چیز یا عددی که به شما کمک میکند تا موقعیتی را پیدا کنید یا چیزی را بفهمید.) (مثل شاخص قیمت). (یک نشانگر یک ابزار است که به شما کمک میکند تا چیزی را پیدا کنید یا بفهمید.) (مثل شاخص میزان آب در یک مخزن). (یک نشانگر یک چیز است که یک وضعیت را نشان میدهد.) (مثل شاخص سوخت). (یک نشانگر چیزی است که یک مورد یا یک وضعیت را نشان میدهد.) (مثل شاخص رشد). (وسیلهای برای نشان دادن) (مثل یک نمودار) (یا یک عدد) (که به شما چیزی را نشان میدهد) (یک شاخص چیزی را نشان میدهد که میتواند یک وضعیت یا شرایط باشد). (مثلاً شاخص سلامت). (یک شاخص چیزی است که یک وضعیت یا یک موضوع را نشان میدهد.) (مثل شاخص اقتصادی.) (چیزی که به شما کمک میکند تا موقعیتی را پیدا کنید یا چیزی را بفهمید.) (مثلاً شاخص دما) (چیزی که چیزی را نشان میدهد.) (مثل نشانگر روی صفحه نمایش.) (چیزی که چیزی را نشان میدهد یا آن را مشخص میکند.) (مثل شاخص ریسک). (هرچیزی که چیزی را نشان میدهد.) (مثل نشانگر کیفیت هوا.) (یک شاخص چیزی است که یک مورد یا یک وضعیت را نشان میدهد.) (مثل شاخص آلودگی). (یک نشانگر چیزی است که یک وضعیت را نشان میدهد.) (مثل شاخص بارندگی). (یک نشانگر یک ابزار است که به شما کمک میکند تا چیزی را پیدا کنید یا بفهمید.) (مثل نشانگر سرعت). (یک نشانگر چیزی را نشان میدهد که میتواند یک وضعیت یا شرایط باشد.) (مثلاً شاخص شادی.) (یک شاخص چیزی است که یک وضعیت را نشان میدهد.) (مثل شاخص پیشرفت). (یک نشانگر چیزی است که یک وضعیت را نشان میدهد.) (مثل نشانگر رنگ). (یک شاخص چیزی است که یک مورد را نشان میدهد.) (مثل شاخص آلاینده ها). (یک نشانگر یک وسیله است که به شما کمک میکند تا چیزی را پیدا کنید یا بفهمید.) (مثل نشانگر روی ساعت). (یک نشانگر چیزی است که یک وضعیت را نشان میدهد.) (مثل شاخص موفقیت). (یک نشانگر چیزی است که یک وضعیت را نشان میدهد.) (مثل شاخص قیمت سهام). (یک نشانگر چیزی است که یک وضعیت را نشان میدهد.) (مثل شاخص کیفیت). (یک نشانگر چیزی است که یک وضعیت را نشان میدهد.) (مثل شاخص دما).