martyrize

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

mar·tyr·ize/ˈmɑrtəˌraɪz/
martyrsomeone who suffers or dies for a cause-izeto cause or become
verb (فعل)formalpast (گذشته): martyrizedpast participle (مفعولی): martyrized-ing (حال): martyrizing3rd (سوم): martyrizes

فعل — شهید کردن

شهید کردنمظلوم‌نمایی کردن

آزار یا سختی شدید به کسی رساندن.

To treat someone cruelly or cause them to suffer greatly.

«آنها تحت آزار و اذیت شدید به‌خاطر انتقادهای مکرر بودند.»

They felt martyrized by constant criticism.

«رهبر به خاطر باورهایش شهید شد.»

The leader was martyrized for his beliefs.

تفاوت با واژه‌های مشابه
persecuteآزار دادن

رسمی. آزار یا بدرفتاری با کسی، مشابه martyrize.

Formal. To subject someone to hostility or ill-treatment, similar to martyrize.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000