بازگشت

mask

/mæsk/
1noun (اسم)common
plural (جمع): masks
ماسکنقاب

روی صورت پوشیده می‌شود برای محافظت، پنهان کردن یا سرگرمی.

A covering worn on the face to protect, disguise, or entertain.

«او برای مهمانی لباس نقاب پوشید.»

She wore a mask to the costume party.

«ماسک می‌تواند از شیوع ویروس‌ها جلوگیری کند.»

A mask can help prevent the spread of viruses.

تفاوت با واژه‌های مشابه
disguiseتغییر چهره

رسمی و رایج. وقتی برای مخفی کردن هویت است قابل جایگزینی است اما در زمینه‌های بهداشتی یا محافظتی کاربرد ندارد.

Formal/common. Can replace 'mask' when referring to something worn to hide identity, but not in medical or protective contexts. 'He wore a disguise' works better than 'he wore a mask' sometimes.

متضادها
2verb (فعل)common
past (گذشته): maskedpast participle (مفعولی): masked-ing (حال): masking3rd (سوم): masks
نقاب زدنپوشاندنمخفی کردن

پوشاندن صورت یا پنهان کردن ماهیت واقعی چیزی.

To cover the face or hide the true nature of something.

«او احساساتش را با لبخند پنهان کرد.»

He masked his feelings with a smile.

«زندانی هویت خود را برای فرار مخفی کرد.»

The prisoner masked his identity to escape.

تفاوت با واژه‌های مشابه
coverپوشاندن

رایج و روزمره. در بسیاری از موارد جایگزین می‌شود ولی ماسک معمولاً به پنهان کردن عمدی اشاره دارد.

Common/everyday. Usable interchangeably in many contexts but 'mask' often implies intentional disguise or hiding of identity, while 'cover' is more general.

disguiseپنهان کردن

رسمی و رایج. بیشتر برای پنهان کردن هویت یا ماهیت به کار می‌رود و در معنی مجازی هم جایگزین ماسک است.

Formal/common. More specific to hiding identity or true nature, often interchangeable with 'mask' in a figurative sense.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000