بازگشت

meaty

/ˈmiː.ti/
meatanimal flesh-yfull of, having qualities of
adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): meatiersuperlative (عالی): meatiest
پرجوهرپرگوشت

دارای مقدار زیادی گوشت؛ پر و مهم از نظر محتوا یا معنی.

Having a lot of meat; full-bodied or substantial in content or meaning.

«این خورش گوشت زیادی دارد و سیرکننده است.»

This stew is very meaty and filling.

«او توضیح مفصلی و پرمحتوا داد.»

He gave a meaty explanation, full of details.

تفاوت با واژه‌های مشابه
substantialمهم

رسمی. توصیف چیزی با مقدار یا اهمیت زیاد؛ قابل استفاده برای مطلب مادی یا ذهنی.

Formal. Describing something large in amount or importance; can be used for material or abstract content.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000