meet one's maker

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

meet one's mak·er/ˌmiːt wʌnz ˈmeɪkər/
phrase (عبارت)literary

عبارت — دار فانی را وداع گفتن

دار فانی را وداع گفتنبه دیدار آفریدگار رفتن

مردن، به‌ویژه با این برداشت که فرد با آفریدگار خود روبه‌رو می‌شود.

To die, especially with the implication of facing God or one's creator.

«ملوان پیر می‌دانست که به‌زودی خواهد مرد.»

The old sailor knew he would soon meet his maker.

«فیلم نشان می‌دهد پادشاه در نبرد جان باخت.»

The film suggests the king met his maker in battle.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000