milk
مایعی سفید که از غدد شیرده پستانداران تولید میشود و به عنوان خوراکی مصرف میشود.
A white liquid produced by the mammary glands of mammals, used as food or drink.
«او یک لیوان شیر ریخت.»
“She poured a glass of milk.”
«شیر منبع خوبی از کلسیم است.»
“Milk is rich in calcium.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی. به محصولات لبنی اشاره دارد، ولی وقتی فقط منظور شیر است قابل جایگزینی نیست.
Formal. Can refer to products made from milk but not interchangeable when referring just to milk itself. 'Dairy products' works, but not 'I drank dairy'.
گرفتن شیر از پستان یک حیوان مثل گاو یا بز.
To extract milk from a mammal, typically a cow or goat.
«کشاورزان روزی دو بار شیر گاوها را میدوشند.»
“Farmers milk the cows twice a day.”
«او یاد گرفت چگونه بز شیر بدوشد.»
“He learned how to milk a goat.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی/فنی. به معنای کلی خروج مایع است، اما به صورت اختصاصی برای شیر گرفتن به کار نمیرود.
Formal/technical. Can replace 'milk' in a general sense of taking out fluid but not specific to dairy animals. 'Extract milk' uncommon.
استفاده کردن یا بهرهبرداری کردن کامل از منبع، موقعیت یا فردی، معمولاً به صورت غیرمنصفانه یا بیش از حد.
To exploit or take full advantage of a resource, situation, or person, often unfairly or excessively.
«آنها از موقعیت برای کسب سود بیشتر بهره بردند.»
“They milked the situation to gain more profit.”
«او به طور کامل از شهرتش بهرهبرداری میکند.»
“He milks his fame for all it’s worth.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی. معنی مشابه دارد؛ در بسیاری از موارد قابل جایگزینی است اما milk اغلب به بهرهبرداری مکرر اشاره دارد.
Formal. Similar meaning; interchangeable in many contexts but 'milk' can imply ongoing or repeated taking advantage. 'Exploit' is broader.