minatory

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

min·a·to·ry/ˈmɪnətɔːri/
minthreat-atoryhaving quality of
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more minatorysuperlative (عالی): most minatory

صفت — تهدیدآمیز

تهدیدآمیزکینه‌جوخطرناک

ابراز یا انتقال‌دهنده تهدید؛ تهدیدآمیز.

Expressing or conveying a threat; menacing.

«نگاه تهدیدآمیز او بچه‌ها را ترساند.»

His minatory look scared the children.

«نامه شامل هشدارهای تهدیدآمیز بود.»

The letter contained minatory warnings.

تفاوت با واژه‌های مشابه
threateningتهدیدآمیز

متداول. تقریباً مترادف در آهنگ یا هدف.

Common. Nearly synonymous in tone or intent.

menacingتهدیدکننده

رسمی. معنای نزدیک که بر خطر تأکید دارد.

Formal. Close in meaning, emphasizing danger.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000