mind-numbing

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

mind-numb·ing/ˈmaɪnd ˌnʌmɪŋ/
mind-the mind or mental activitynumbmake unable to feel or think clearly-ingcausing or having an effect
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): more mind-numbingsuperlative (عالی): most mind-numbing

صفت — ذهن‌فرسا

ذهن‌فرسابه‌شدت کسل‌کننده

آن‌قدر کسل‌کننده، تکراری یا طاقت‌فرسا که آدم را از فکر کردن می‌اندازد.

So boring, repetitive, or overwhelming that it makes clear thought difficult.

«این کار تکرارِ به‌شدت کسل‌کننده‌ای داشت.»

The job involved mind-numbing repetition.

«ساعت‌ها مشغول کاغذبازیِ ذهن‌فرسا بودیم.»

We spent hours doing mind-numbing paperwork.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000