بازگشت
mine
/maɪn/
1pronoun (ضمیر)common
مال منمن
شکل ملکی ضمیر
The possessive form of "I", referring to something that belongs to the speaker.
«آن کتاب مال من است.»
“That book is mine.”
«او دوست من است.»
“He is a friend of mine.”
2noun (اسم)common
plural (جمع): mines
معدنکالکان
گودال یا حفرهای در زمین که از آن سنگ معدن فلزی یا سایر مواد معدنی استخراج میشود.
A pit or excavation in the earth from which metallic ores or other mineral substances are taken.
«آنها در عمق معدن زغال سنگ کار میکنند.»
“They work deep in the coal mine.”
«معدن طلای زیادی تولید کرد.»
“The mine produced a lot of gold.”
تفاوت با واژههای مشابه
quarry— معدن سنگ. فنی. به طور خاص برای استخراج سنگ، معمولاً از سطح زمین. مثلاً:
3verb (فعل)common
past (گذشته): minedpast participle (مفعولی): mined-ing (حال): mining3rd (سوم): mines
استخراج کردنمعدن کاوی کردن
سنگ معدن یا مواد معدنی را از زمین استخراج کردن.
To extract ore or minerals from the earth.
«آنها در حال استخراج الماس هستند.»
“They are mining for diamonds.”
«شرکت مقادیر زیادی مس استخراج کرد.»
“The company mined vast amounts of copper.”
تفاوت با واژههای مشابه
excavate— حفاری کردن. فنی. به معنای حفر و بیرون آوردن مواد از زمین، اغلب برای اهداف باستانشناسی یا ساخت و ساز. مثلاً: