bury
قرار دادن جسد مرده در زمین یا مقبره.
To place a dead body in the earth or a tomb.
«آنها تصمیم گرفتند سگ خود را در حیاط پشتی دفن کنند.»
“They decided to bury their dog in the backyard.”
«پادشاه باستانی با گنجهایش دفن شد.»
“The ancient king was buried with his treasures.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی/محترمانه. عمدتاً در زمینههای رسمی یا مذهبی برای دفن جسد استفاده میشود. در گفتار روزمره کمتر از bury رایج است.
Formal/euphemistic. Primarily used in official or religious contexts for burying a body. Less common in everyday speech than 'bury'.
رسمی. قرار دادن جسد مرده در مقبره. بر استفاده از مقبره یا دخمه به جای صرفاً در زمین قرار دادن تأکید دارد.
Formal. To place a dead body in a tomb. Emphasizes the use of a tomb or crypt rather than just putting it in the ground.
چیزی را به طور کامل با مقدار زیادی از چیز دیگر پوشاندن.
To cover something completely with a large amount of something.
«ماشین قدیمی زیر تلی از برگها مدفون شده بود.»
“The old car was buried under a pile of leaves.”
«او صورتش را در دستانش پنهان کرد و گریه میکرد.»
“She buried her face in her hands, weeping.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. یک اصطلاح عمومی برای قرار دادن چیزی روی چیز دیگر. bury به معنای پوشاندن عمیقتر و کاملتر، اغلب با خاک یا مواد مشابه است.
Everyday. A general term for placing one thing over another. 'Bury' implies a deeper, more complete covering, often with earth or similar material.
زیر آب بردن یا رفتن زیر آب. اگر زمینه به طور کامل با آب پوشانده شدن باشد، میتواند با bury قابل تعویض باشد.
To place or go under water. Can be interchangeable with 'bury' if the context is being completely covered by water.
چیزی را پنهان کردن یا از دید دور نگه داشتن.
To hide something or put it out of sight.
«او احساساتش را عمیقاً در درون خود پنهان کرد.»
“He buried his feelings deep inside.”
«سر خود را در برف فرو نکن؛ با مشکل روبرو شو.»
“Don't bury your head in the sand; face the problem.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. یک مترادف عمومی که اغلب برای پنهان کردن از کشف استفاده میشود. bury به عمل فیزیکی پوشاندن بیشتر اشاره دارد.
Everyday. A general synonym, often used for concealment from discovery. 'Bury' implies a more physical act of covering.
رسمی. جلوگیری از دیده شدن یا شناخته شدن چیزی. conceal هم برای اشیاء فیزیکی و هم برای اطلاعات انتزاعی قابل استفاده است.
Formal. To prevent something from being seen or known. 'Conceal' can apply to both physical objects and abstract information.