بازگشت

quarry

quar·ry/ˈkwɒr.i/
1noun (اسم)common
plural (جمع): quarries
سنگ‌سنگیمعادن سنگ

محل استخراج سنگ یا مواد معدنی از زمین.

A place where stone or minerals are dug out from the ground.

«آن‌ها در معدن سنگ آهک کار می‌کردند.»

They worked in the limestone quarry.

«معدن مرمر با کیفیت بالا تولید کرد.»

The quarry produced high-quality marble.

تفاوت با واژه‌های مشابه
mineمعدن

متداول. اصطلاح عمومی برای محل استخراج مواد معدنی؛ quarry معمولاً برای سنگ است.

Common. General term for places extracting minerals; quarry usually for stone.

2noun (اسم)common
plural (جمع): quarries
شکارهدف شکار

حیوان یا فردی که شکار یا تعقیب می‌شود.

An animal or person being hunted or chased.

«شیر شکارش را گرفت.»

The lion caught its quarry.

«پلیس شکار خود را از میان خیابان‌ها تعقیب کرد.»

The police chased their quarry through the streets.

تفاوت با واژه‌های مشابه
preyشکار

متداول. غذایی که شکارچی به دنبال آن است، نزدیک به quarry به معنی حیوان شکار شده.

Common. The natural food hunted by a predator, close to quarry as hunted animal.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000