minor miracle

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

mi·nor mir·a·cle/ˌmaɪnər ˈmɪrəkəl/
noun (اسم)informalplural (جمع): minor miracles

اسم — معجزه‌ای کوچک

معجزه‌ای کوچکاتفاقی شگفت‌انگیز

رویداد یا موفقیتی بسیار خوشایند و دور از انتظار، اما نه واقعاً معجزه‌آسا.

A surprisingly fortunate event or achievement, though not a truly extraordinary miracle.

«آماده کردن همه سر وقت، معجزه‌ای کوچک بود.»

Getting everyone ready on time was a minor miracle.

«این‌که آن ماشین قدیمی هنوز کار می‌کند، اتفاقی شگفت‌انگیز است.»

It is a minor miracle that the old car still runs.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000