minor figure

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

mi·nor fig·ure/ˈmaɪnər ˈfɪɡjər/
noun (اسم)commonplural (جمع): minor figures

اسم — شخصیت درجه دوم

شخصیت درجه دومفرد کم‌اهمیت

فردی که در زمینه یا موقعیتی خاص اهمیت یا نفوذ کمتری دارد.

A person of lesser importance or influence, often within a particular field or context.

«او شخصیت درجه دومی در جنبش سیاسی بود.»

He was a minor figure in the political movement.

«کتاب به تعداد زیادی شخصیت فرعی که اغلب نادیده گرفته می‌شوند اشاره می‌کند.»

The book highlights many minor figures often overlooked.

تفاوت با واژه‌های مشابه
supporting characterشخصیت فرعی

در ادبیات و نمایش رایج است. وقتی درباره افراد کم‌اهمیت داستان باشد قابل جایگزینی است اما در زندگی واقعی اینجا کاربرد ندارد.

Common in literature and drama. Interchangeable when referring to less central people in stories, but not for real-life importance—'minor figure' can be broader.

secondary figureشخصیت ثانویه

رسمی/غیررسمی. بیشتر در توصیف اهمیت نسبی کاربرد دارد و اغلب قابل جایگزینی است.

Formal/informal. Used similarly in contexts highlighting relative importance, interchangeable mostly in descriptions of hierarchy.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000