بازگشت

misguide

mis·guide/mɪsˈɡaɪd/
mis-wrongly / badlyguideto lead or direct
verb (فعل)common
past (گذشته): misguidedpast participle (مفعولی): misguided-ing (حال): misguiding3rd (سوم): misguides
گمراه کردنبه اشتباه انداختن

کسی را به مسیر اشتباه هدایت کردن یا راهنمایی نادرست دادن.

To lead someone in the wrong direction or give wrong advice.

«آنها توسط اطلاعات نادرست گمراه شدند.»

They were misguided by false information.

«نگذار حرف‌های او تو را به اشتباه بیندازد.»

Don't let his words misguide you.

تفاوت با واژه‌های مشابه
misleadفریب دادن

مرسوم. در بیشتر مواردی که شامل راهنمایی اشتباه است جایگزین مناسب است، مثلاً «او آنها را درباره واقعیت‌ها فریب داد».

Common. Can replace 'misguide' in most contexts involving wrong advice or direction, e.g. 'He misled them about the facts'.

deceiveفریب دادن

رسمی/مرسوم. دلالت به نیت عمدی فریب دارد، برخلاف misguide که ممکن است ناخواسته باشد. همیشه قابل تعویض نیست.

Formal/common. Implies deliberate intention to trick, unlike 'misguide' which might be unintentional. Not always interchangeable.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000