بازگشت

mislead

mis·lead/mɪsˈliːd/
mis-wrongly / badlyleadto guide or direct
verb (فعل)common
past (گذشته): misledpast participle (مفعولی): misled-ing (حال): misleading3rd (سوم): misleads
فریب دادنگمراه کردن

باعث شدن کسی تصور یا فهم اشتباهی پیدا کند، اغلب عمدی.

To cause someone to have a wrong idea or impression, usually intentionally.

«تبلیغ مشتریان را درباره محصول گمراه کرد.»

The advertisement misled customers about the product.

«با لحن دوستانه‌اش فریب نخور.»

Don't be misled by his friendly tone.

تفاوت با واژه‌های مشابه
deceiveفریب دادن

رسمی/خنثی. در مواقع جدی برای گمراهی عمدی جایگزین است، مثلاً «جمهور را فریب دادن». برای اشتباهات کوچک کم استفاده می‌شود.

Formal/neutral. Interchangeable for intentional misleading in serious contexts, e.g., 'deceive the public.' Not often for minor mistakes.

misguideراهنمایی غلط کردن

خنثی. معنای مشابه ولی می‌تواند به راهنمایی نادرست تصادفی یا با نیت خوب اشاره کند، مثلاً «مشورت اشتباه». همیشه عمدی نیست.

Neutral. Similar meaning but can imply accidental or well-intended wrong guidance, e.g., 'misguided advice'. Not always intentional.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000