moneyed

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

mon·eyed/ˈmʌnɪd/
moneycurrency, cash-edpossessing or characterized by
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more moneyedsuperlative (عالی): most moneyed

صفت — ثروتمند

ثروتمنددارا

دارا؛ دارای ثروت زیاد.

Wealthy; having a lot of money.

«او از خانواده‌ای ثروتمند است.»

He comes from a moneyed family.

«طبقات دارا در سیاست تأثیرگذارند.»

The moneyed classes influence politics.

تفاوت با واژه‌های مشابه
wealthyثروتمند

رایج. تقریباً معادل، اما moneyed بیشتر بر دارایی پول تأکید دارد.

Common. Nearly interchangeable, but 'moneyed' often emphasizes possession of money specifically.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000