monkey up

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

mon·key up/ˈmʌŋki ʌp/
phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — خراب کردن

خراب کردنبه‌هم ریختن

با دخالت بی‌فکرانه چیزی را خراب یا به‌هم‌ریخته کردن.

To spoil or make something untidy through foolish interference.

«دوباره تنظیمات را به‌هم نریز.»

Don't monkey up the settings again.

«یکی سیستم بایگانی را خراب کرد.»

Someone monkeyed up the filing system.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000