بازگشت

moody

mood·y/ˈmuːdi/
mooda temporary state of mind or feeling-ycharacterized by / inclined to
adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): moodiersuperlative (عالی): moodi**est
دمدمی‌مزاجدارای خلق‌وخوی متغیر

دارای تغییرات مکرر خلق و خو که معمولاً به سرعت عصبانی یا ناراحت می‌شود

Having frequent changes in mood, often becoming angry or unhappy suddenly

«او دمدمی‌مزاج است و اغلب به دوستانش تندی می‌کند.»

She's moody and often snaps at her friends.

«نوجوانان در دوره بلوغ ممکن است بسیار دمدمی‌مزاج باشند.»

Teenagers can be very moody during puberty.

تفاوت با واژه‌های مشابه
temperamentalدمدمی‌مزاج

رسمی. معنای مشابه ولی بیشتر روی ناپایداری و پیش‌بینی‌ناپذیری عاطفی تأکید دارد و اغلب درباره افراد در هنر یا روانشناسی استفاده می‌شود.

Formal. Similar meaning but emphasizes emotional instability and unpredictability, often used about people in arts or psychology contexts.

irritableزودرنج

متداول. بیشتر روی زود آزرده شدن یا ناراحت شدن تمرکز دارد تا تغییر کلی خلق.

Common. Focuses more on being easily annoyed or upset rather than general mood changes.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000