morally bankrupt

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

mor·al·ly bank·rupt/ˈmɔːrəli ˈbæŋkrəpt/
moralrelating to principles of right and wrong-lyin a moral way
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more morally bankruptsuperlative (عالی): most morally bankrupt

صفت — از نظر اخلاقی ورشکسته

از نظر اخلاقی ورشکستهبی‌اخلاق

فاقد اصول اخلاقی و بی‌اعتنا به درست و نادرست است.

Having no moral principles or concern for what is right.

«آن‌ها این تصمیم را از نظر اخلاقی ورشکسته خواندند.»

They called the decision morally bankrupt.

«او معتقد بود آن حکومت از نظر اخلاقی ورشکسته است.»

He believed the regime was morally bankrupt.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000