بازگشت

morass

mo·rass/məˈræs/
noun (اسم)common
مردابشوره‌زار

زمینی نرم و مرطوب در ارتفاع پایین که زیر پا فرومی‌رود؛ مردابی پایدار.

A soft, wet area of low-lying land that sinks underfoot; a swamp or bog.

«کوهنوردان بعد از باران در مردابی عمیق گیر افتادند.»

The hikers got stuck in a deep morass after the rain.

«برای عبور از مرداب باید احتیاط کرد تا فرو نروید.»

Caution is needed when crossing the morass to avoid sinking.

تفاوت با واژه‌های مشابه
swampتالاب

رایج. در موارد زمین مرطوب و گل‌آلود با morass جایگزین می‌شود.

Common. Interchangeable with 'morass' when referring to wet, muddy land.

bogکَچالو

رایج. شبیه morass اما معمولا به باتلاق‌های دارای مواد گیاهی اشاره دارد.

Common. Similar to 'morass' but often refers to peat-rich wetlands.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000