more often than not

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

more of·ten than not/mɔːr ˈɔːfən ðæn nɑːt/
phrase (عبارت)common

عبارت — اغلب

اغلببیشتر وقت‌ها

در بیشتر موارد و معمولاً به کار می‌رود.

In most cases; usually.

«او بیشتر وقت‌ها پیاده به محل کار می‌رود.»

More often than not, she walks to work.

«اتوبوس معمولاً دیر می‌رسد.»

More often than not, the bus is late.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000