move out

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/muv aʊt/
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — اسباب‌کشی کردن

اسباب‌کشی کردنخانه را ترک کردن

یعنی از خانه یا محل سکونت خود بیرون رفتن و دیگر آنجا زندگی نکردن.

To leave a home or place where one has been living.

«خواهرم در هجده‌سالگی از خانه رفت.»

My sister moved out at eighteen.

«آن‌ها باید تا جمعه خانه را تخلیه کنند.»

They must move out by Friday.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000