بازگشت

mystery

mys·ter·y/ˈmɪstəri/
noun (اسم)common
plural (جمع): mysteries
رازمعمارمز و راز

چیزی که درک یا توضیح آن دشوار یا غیرممکن است.

Something that is difficult or impossible to understand or explain.

«ناپدید شدن کشتی همچنان یک راز باقی مانده است.»

The disappearance of the ship remains a mystery.

«او رمان معمایی را بسیار هیجان‌انگیز یافت.»

He found the mystery novel very exciting.

تفاوت با واژه‌های مشابه
enigmaمعما

رسمی/ادبی. شخص یا چیزی که مرموز، گیج‌کننده یا دشوار برای درک است. اغلب برای شخص استفاده می‌شود. «گذشته او یک معما است» درست است، «قطعه گمشده یک معما است» کمتر از «یک راز» رایج است.

Formal/Literary. A person or thing that is mysterious, puzzling, or difficult to understand. Often used for a person. 'Her past is an enigma' works, 'The missing piece is an enigma' is less common than 'a mystery'.

puzzleچیستان

رایج. چیزی که باعث دشواری یا سردرگمی می‌شود. می‌تواند یک بازی یا یک مشکل باشد. «جنایت یک چیستان واقعی بود» به خوبی کار می‌کند و تقریباً قابل تعویض است. «من عاشق حل پازل هستم» معنای متفاوتی دارد.

Common. Something that causes difficulty or confusion. Can be a game or a problem. 'The crime was a real puzzle' works well, and is nearly interchangeable. 'I love doing jigsaw puzzles' is a different sense.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000