nine times out of ten

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/naɪn taɪmz aʊt əv tɛn/
phrase (عبارت)common

عبارت — نه بار از ده بار

نه بار از ده باراغلب

در بیشتر موارد؛ تقریباً همیشه.

In most cases; almost always.

«نه بار از ده بار، او زود می‌رسد.»

Nine times out of ten, he arrives early.

«این روش در بیشتر موارد جواب می‌دهد.»

Nine times out of ten, this method works.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000