not know what hit one

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/nɑt noʊ wʌt hɪt wʌn/
phrase (عبارت)informal

عبارت — نفهمیدن چه بلایی سر آدم آمد

نفهمیدن چه بلایی سر آدم آمدغافلگیر و مبهوت شدن

از اتفاقی ناگهانی آن‌قدر شوکه یا درمانده شدن که آدم نفهمد چه شد.

To be suddenly overwhelmed or shocked by something unexpected.

«خبر آن‌قدر ناگهانی بود که نفهمید چه بلایی سرش آمد.»

The news hit him so fast, he didn't know what hit him.

«بعد از آن انتقادها، او کاملاً مبهوت شده بود.»

After the criticism, she didn't know what hit her.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000