بازگشت

observes

ob·serves/əbˈzɜːrvz/
verb (فعل)common
past (گذشته): observedpast participle (مفعولی): observed-ing (حال): observing3rd (سوم): observes
مشاهده می‌کندنظارت می‌کند

شکل سوم شخص مفرد فعل observe به معنی به دقت دیدن یا متوجه شدن.

Third person singular form of 'observe', meaning to notice or watch carefully.

«او هر شب ستاره‌ها را مشاهده می‌کند.»

She observes the stars every night.

«او قوانین راهنمایی را به‌دقت رعایت می‌کند.»

He observes the traffic rules strictly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
noticesمتوجه می‌شود

روزمره، در زمینه درک جای observ را می‌گیرد.

Everyday, can replace observe in contexts of perception.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000