off one's hinge

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɔf wʌnz hɪndʒ/
phrase (عبارت)informal

عبارت — دیوانه بودن

دیوانه بودنروانی بودن

دیوانه یا از نظر روانی آشفته بودن.

Crazy or mentally disturbed.

«او این اواخر انگار دیوانه شده است.»

He seems off his hinge lately.

«برای تنها رفتن باید دیوانه باشی.»

You'd have to be off your hinge to go alone.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000