on a regular basis

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

on a reg·u·lar ba·sis/ɑn ə ˈrɛɡjələr ˈbeɪsɪs/
phrase (عبارت)common

عبارت — به‌طور مرتب

به‌طور مرتبمنظم

به‌طور تکراری و در فاصله‌های زمانی معمول یا مشخص.

Repeatedly at fixed or usual intervals.

«ما به‌طور مرتب همدیگر را می‌بینیم.»

We meet on a regular basis.

«ترمزها را به‌طور منظم بررسی کن.»

Check the brakes on a regular basis.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000