بازگشت

on

/ɒn/
1preposition (حرف اضافه)common
رویبر روی

فیزیکی در تماس با و قرار گرفته روی سطحی

Physically in contact with and supported by a surface

«کتاب روی میز است.»

The book is on the table.

«او فنجان را روی قفسه گذاشت.»

He put the cup on the shelf.

تفاوت با واژه‌های مشابه
uponبر روی

رسمی. در متون رسمی به جای 'on' به کار می‌رود مخصوصاً در نوشتار. در گفتار روزمره کمتر استفاده می‌شود.

Formal. Can replace 'on' in many formal contexts especially in writing, e.g., 'upon arrival'; less common in casual speech.

متضادها
2preposition (حرف اضافه)common
در حالفعال

نشانه حالت یا وضعیت خاصی بودن

Indicating a state or condition

«چراغ‌ها روشن‌اند.»

The lights are on.

«تلویزیون روشن است؟»

Is the TV on?

تفاوت با واژه‌های مشابه
in operationدر حال کار بودن

عبارت. جایگزین 'on' برای دستگاه‌ها یا سیستم‌ها است، مثلاً 'دستگاه در حال کار است' به جای 'دستگاه روشن است'.

Phrase. Used instead of 'on' mainly for machines or systems, e.g. 'The machine is in operation' vs 'The machine is on'.

متضادها
3preposition (حرف اضافه)common
دربارهدر مورد

مربوط به موضوع یا مبحثی خاص بودن

Concerning or about a topic or subject

«یک سخنرانی درباره تغییرات اقلیمی برگزار شد.»

A lecture on climate change was held.

«گزارش درباره پروژه آماده است.»

The report on the project is ready.

تفاوت با واژه‌های مشابه
aboutدرباره

روزمره. در گفتار معمولاً قابل تعویض با about است؛ مثلا 'کتابی درباره تاریخ' و 'کتابی روی تاریخ'. 'On' کمی رسمی‌تر است.

Everyday. Mostly interchangeable in spoken language, e.g. 'a book on history' vs 'a book about history'; 'on' sounds slightly more formal.

4adverb (قید)common
ادامهدائم

نشان دادن ادامه یا استمرار کاری

Indicating continuation or persistence

«چراغ را روشن نگه دار.»

Keep the light on.

«رویداد تمام شب ادامه داشت.»

The event went on all night.

تفاوت با واژه‌های مشابه
continuingادامه دادن

رسمی/غیررسمی. قابل جایگزینی با 'on' در مواقع استمرار، مانند 'نمایش ادامه دارد'. 'On' رایج‌تر است.

Formal/informal. Can replace 'on' when referring to ongoing action, e.g., 'The show goes on'; 'on' is more idiomatic.

متضادها
5adverb (قید)common
روشنفعال

نشان دادن حالت روشن یا فعال بودن دستگاه یا سیستم

Indicating a position or direction toward a device or system

«کامپیوتر روشن است؟»

Is the computer on?

«لطفاً فن را روشن کن.»

Please switch the fan on.

تفاوت با واژه‌های مشابه
activatedفعال شده

فنی/رایج. در متن‌های فنی به جای 'on' به کار می‌رود، مانند 'حالت فعال را روشن کن'. 'On' طبیعی‌تر است.

Technical/common. Can replace 'on' in technical contexts, e.g. 'Turn activated mode on'. 'On' more natural in everyday speech.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000