on the blink

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɑn ðə blɪŋk/
phrase (عبارت)informal

عبارت — خراب

خراباز کار افتاده

درست کار نکردن یا موقتاً خراب بودن.

not working properly or temporarily out of order

«گوشی‌ام دوباره درست کار نمی‌کند.»

My phone is on the blink again.

«بخاری تمام زمستان خراب بود.»

The heating was on the blink all winter.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000